سندرم " بهار " ایسم ، تست تشخیصی خط امام (ره)
سر مقاله چند روز پیش روزنامه بهار با عنوان " امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی " واکنش های متعددی را در سطح جامعه بر انگیخت. با خواندن خط به خط مقاله مذکور می توان به درک ناقص نویسنده از اسلام پی برد که این امر می تواند برای حوزه های علمیه از نظر پاسخ دادن به شبهات مطرح شده در آن، فضای مناسبی باشد تا به وظیفه ذاتی خود که همانا صیانت از اسلام ناب محمدی می باشد عمل نمایند.
از این نظر هم که مطلب موهن، طبق معمول !! در یکی از نشریات وابسته به اصلاح طلبان منتشر شده است جای هیچ گونه تعجب نیست چرا که حافظه تاریخی ملت ایران با اینگونه هتاکی ها در رسانه های اصلاح طلب آشنایی دیرینه ای دارد. از دوران هشت ساله حاکمیت آنها بر قوه مجریه می توان شواهد بیشماری بر این ادعا آورد که در این مقال جای نمی گیرد.
اما از حیث نویسنده مقاله می توان به نکته باریکی رسید که کمتر کسی تا به حال به آن پرداخته است. آقای علی اصغر غروی که زحمت نگارش مقاله را متحمل شده است ! از اعضای نهضت به اصطلاح آزادی می باشد که سابقه مخالفت آنها با امام و انقلاب طولانی می باشد. اینکه عناصر مخالف امام در رسانه هایی که خود را خط امامی می دانند چه می کنند را باید از کسانی پرسید که رگ غیرتشان در دفاع قلابی! از امام بیرون زده است ولی در مقابل اقداماتی از این دست سکوت کامل اختیار فرموده و می فرمایند!!
در پایان نظر صریح و غیر قابل خدشه حضرت امام خمینی را در مورد گروهک نهضت به اصطلاح ازادی می آورم تا هم از عمق شناخت امام نسبت به این گروهک آگاه شویم که با انتشار مقاله مذکور نظر آن پیر راحل بار دیگر به حقیقت پیوست و هم رهروان واقعی خط امام را از مدعیان دروغین تشخیص دهیم تا بعدا با خاطره سازی های مضحک و مفتضح نظر قاطع امام را خدشه دار نکنند. حقیقتا امام خمینی مسائلی را در خشت خام می دیدند که ما در آینه هم قادر به دیدن آنها نبودیم.
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام آقاي محتشمي، وزير محترم كشور- ايده الله تعالي
در
موضوع نهضت به اصطلاح آزادي مسائل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت
زياد است. آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور
عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت ميدهد كه نهضت به اصطلاح آزادي
طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است، و در اين باره از هيچ كوششي
فروگذار نكرده است ؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاي
جهانخوار را، كه هرچه بدبختي ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاي تحت سلطه او
دارند از ستمكاري اوست، بهتر از شوروي ملحد ميدانند. و اين از اشتباهات
آنها است.
در هر صورت، به حسب اين پروندههاي قطور و نيز ملاقاتهاي
مكرر اعضاي نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه
من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و
مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند ملتهاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما
اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا ميزدند و اسلام عزيز
چنان سيلي از اين ستمكاران ميخورد كه قرنها سر بلند نميكرد، و به حسب
امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي
يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند ؛ و ضرر آنها، به اعتبار آن كه متظاهر
به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با
دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويلهاي جاهلانه
موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاي ديگر، حتي منافقين اين
فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است.
"نهضت آزادي " و
افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند. از اين جهت،
گفتارها و نوشتارهاي آنها كه منتشر كردهاند مستلزم آن است كه دستورات
حضرت مولي الموالي امير المومنين را در نصب ولات و اجراي تعزيرات حكومتي كه
گاهي بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن
بزرگوار را -نعوذ بالله- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آن كه همه اين امور
را از وحي الهي بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.
نتيجه آن كه
نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه
بياطلاع از مقاصد شوم آنان هستند ميگردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه
شود، و نبايد رسميت داشته باشند.
و السلام علي من اتبع الهدي. توفيق جنابعالي را از خداوند تعالي خواستارم.
روحالله الموسوي الخميني
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.