سکولاریسم فرهنگی
جستاری در سکولاریسم فرهنگی
در ابتدا این نکته را باید یادآوری نمود که کلمات و معانی کاملا رسایی که بتواند مفهوم غربی سکولاریسم را به فارسی و یا حتی عربی منتقل نماید وجود ندارد و ما مجبور هستیم که از خود کلمه سکولاریسم در این نوشته بهره ببریم. اینکه چرا باید سکولارسم را شناخت و به نقد آن پرداخت بسیار مهم است. سکولاریسم، روح و جوهره مکاتب مادی و الحادی می باشد. مکاتبی مانند مارکسیسم و لیبرالیسم. شاید باور این مساله که مارکسیسم فانی و لیبرالیسم باقی ولی لرزان ، دارای روح مشترکی هستند سخت باشد. رقابت و تزاحم این دو مسلک مانع آن بوده است تا روح مشترک آنها دیده شود ولی حقیقت این است که روح مشترک سکولاریسم در دو کالبد سوسیالیسم و سرمایه داری وجود دارد.
سکولاریسم به " دنیا گرایی " و نیز به " علم گرایی " ترجمه شده است که البته نادرست نیست ولی معنای حقیقی آن را بیان نمی کند. کلمه سکولار (Secular ) در لاتین به معنای " زمان حاضر " و " حالا " می باشد و واژه سکولاریسم دقیقا به معنای " توجه به زمان حاضر و کنونی " خواهد بود. سکولاریسم در جهان بینی فلسفی مغرب زمین به مفهوم اهل این زمان و این دوران بودن است بدین معنا که چون بشر، هم اکنون در این دنیا و عالم مادی در حال گذران عمر می باشد می باید از توجه به سایر عالم های حقیقی و غیر حقیقی دیگر صرف نظر نموده و فقط به این عالم مادی توجه نماید. به عنوان مثال در این نوع از طرز تفکر غربی ، حتی اگر عالم دیگری بعد از این عالم خاکی هم وجود داشته باشد نباید بدان توجه نمود و فقط باید گرایش به این دنیای مادی پیدا کرد و به آن در زندگی انسان اصالت داد و از نگاه به جهان آخرت چشم پوشید.
به طور یقین چنین اندیشه سهمگینی ، قواعد و برنامه هایی برای وارد شدن در کلیه شئون زندگی انسان اعم از فرهنگ ، اجتماع ، سیاست و اقتصاد خواهد داشت. اولین مزاحم و مخالفی که سکولاریسم بر سر راه خود احساس می کند دین و برنامه های دینی می باشد که در همه ابعاد زندگی انسان حضوری جدی و فعال دارد و دقیقا در نقطه مقابل سکولاریسم قرار دارد چرا که دین می خواهد انسان را با آسمان و عوالم ماوراء طبیعت پیوند دهد ولی سکولاریسم می خواهد این رابطه گسسته شده و انسان فقط زمین بین شود. و اینگونه است که جدال سکولاریسم و دین در می گیرد.
درست است که در بررسی تاریخی سکولاریسم در ظاهر، رد پای آن را در غرب و از قرون وسطی به بعد پیدا می کنیم ولی باید توجه نمود که ریشه مفهومی آن سابقه ای به امتداد تاریخ بشر دارد و هر کجا که تبلیغ و دعوتی از سوی پیامبران و مصلحان برای کشاندن مردم به سمت خدا وجود داشته و توجه انسان ها به آخرت جلب شده، مفهوم سکولاریسم نیز در نقطه مقابل خداگرایی و تئیسم از سوی مخالفان به کار گرفته شده است.
حال این روح (سکولاریسم) بسته به فضایی که در آن وارد شود تاثیرات خود را خواهد گذاشت. عرصه فرهنگ به دلیل تاثیر گذاری فراوان خود، یکی از مهمترین و کلیدی ترین ابزار سکولاریست ها برای سکولاریزاسیون جوامع انسانی می باشد. جامعه ما نیز از این خطر در امان نبوده و نیست و علاوه بر سکولاریسم وارداتی، متاسفانه ما شاهد هستیم که توسط عده ای حتی در میان مسئولین فرهنگی و سیاسی ما بدان دامن زده می شود. تبلیغ اینکه در وادی فرهنگ، ارزش و غیر ارزش معنا ندارد و یا مطرح نمودن شیطنت آمیز این مسئله که ما وظیفه نداریم تا مردم را به زور به بهشت ببریم همه و همه مقدمه ای برای ترویج و گسترش سکولاریسم فرهنگی می باشد.
وجه تمایز یک جامعه اسلامی با یک جامعه سکولار در همین جهت گیری ها و هدف گذاری ها می باشد. روش های مطلوب برای رسیدن به ارزش های متعالی. که در دین اسلام و در سنت معصومین (ع) کاملا شفاف و غیر قابل تاویل بوده و صد در صد نافی سکولاریسم فرهنگی می باشد.
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.