ذائقه ى فرهنگى
هنرمند بايد ذائقه فرهنگى جامعه را تغيير دهد.
بيستم فروردين، سالروز شهادت سيد شهيدان اهل قلم، مرتضى آوينى مى باشد كه در تقويم رسمى به عنوان روز هنر انقلاب اسلامى نامگذارى شده است.
اين مناسبت فرصت مغتنمى هست تا اندكى در مورد هنر مدّ نظر انقلاب اسلامى انديشيده شود. اينكه چرا هنر به واژه مقدّس انقلاب اسلامى مقيّد شده است؟ آيا اين امر نشان نمى دهد كه قطعا هنر غير اسلامى و غير انقلابى نيز وجود دارد كه موجب شده تا اينگونه بر اهميت هنر اسلامى و انقلابى تاكيد شود؟
هنر و هنرمند نقش بى بديلى در شكل دهى فضاى فرهنگى جامعه دارد. به عبارت بهتر هنرمند با هنرنمايى خود، اين قدرت را دارد كه بتواند ذائقه فرهنگى يك جامعه را تغيير و يا تثبيت نمايد.
هنر اسلامى و غير اسلامى در اين بزنگاه از همديگر تمييز داده مى شود. اگر هنرى بخواهد و يا نتيجه نهايى اش اين باشد كه ذائقه اسلامى و انقلابى را در فرهنگ عمومى تزريق كرده و آن را تقويت نمايد قطعاً آن هنر، هنر اسلامى و انقلابى است و شايسته تقديرمى باشد امّا اگر هنرى بخواهد و يا نتيجه طبيعى اش، خالى كردن فرهنگ مردم از اصول و مبانى اسلامى و انقلابى باشد قطع يقين آن هنر، ضد اسلامى و غير انقلابى بوده و قطعاً مذموم مى باشد.
هنر يك هنرمند، قبل از آنكه در يكى از رشته هاى هنرى باشد در اين است كه بتواند نوع ذائقه فرهنگى جامعه را تشخيص دهد. اگر يك ذائقه اى با مبانى اسلامى و انقلابى منافات داشت هنر و هنرمندى كه دغدغه مند است بايد آن ذائقه را تغيير دهد نه اينكه، خود تحت تاثير آن ذائقه ها، به ابتذال فرهنگى دامن بزند.
وجه تمايز شهيد آوينى با ساير فعالان عرصه فرهنگ در اين مساله بود كه او مي خواست هنر و فرهنگ را با بينش اسلامى و انقلابى ممزوج كند.نوشته ها و توليدات فرهنگى آوينى مملو از جهت گيرى ها و البته جهت دهى هاى متعالى بود و شالوده كارش را بدون رودربايستى و محافظه كارى از اصول اسلامى و انقلابى تشكيل داده بود.
اينك در زمانه اى كه به قول رهبر بزرگوار انقلاب در معرض تهاجم و قتل عام فرهنگى به سر مى بريم و متاسفانه عده اى مى خواهند ذائقه ى فرهنگى جامعه را عوض نمايند هنرمندان و فعالان فرهنگى مي بايست بدون لكنت زبان و با صداى رسا و بلند، در مقابل اين روند و سير ناميمون، شعارهاى اصولى انقلاب اسلامى را فرياد بزنند.
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.