اپوزیسیون بازی
تاملی اندر باب " اپوزیسیون بازی " در اهر
اپوزیسیون در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران بعد از پایان جنگ تحمیلی کاربرد زیادی مخصوصا در محیط های دانشگاهی پیدا نمود. جنایت های مسلحانه و تروریستی مخالفان جمهوری اسلامی که همگان بر آن معترف هستند، چهره اپوزیسیون نظام را آنقدر در نظر مردم زشت نمود که قطعا تا الان نیز از حافظه تاریخی ملت پاک نشده است. با این وجود عده ای سعی نمودند بعد از رحلت امام بزرگوار، خود را به عنوان اپوزیسیون مطرح نمایند. کسانی که در زمان حیات مبارک امام (ره) بارها و بارها با عتاب ها و اشاره های آن مرد آگاه و آینده شناس مواجه شدند. حضرت امام به عملکرد و اندیشه های دو گروه از سیاسیون و فعالان مذهبی به صورت آشکار واکنش نشان داد و آنها را به نقد کشید و از این طریق حجت را بر دوستداران نظام تمام نمود و بدین وسیله نقشه راهی برای مسئولین و مردم ترسیم فرمود تا از نظر سیاسی گزندی متوجه کشور نشود.
گروه اول سیاسیونی بودند که به دلیل وابستگی فکری آنها به غرب و لیبرال اندیش بودنشان، از سوی امام با شدت و حدت زیادی برخورد شد که می توان به نامه امام در مورد گروهک " نهضت آزادی " اشاره نمود. امام در این نامه، منافقین مسلح و جنایتکار را فرزندان معنوی و فکری این گروهک خواند و با قاطعیتی بی نظیر پشت پرده سیاسی و فکری آنها را افشا نمود. اینجانب در دوران دانشجویی با حضور در جلسات هفتگی این گروه که تحت پوشش تفسیر قرآن در تبریز و با سخنرانی افراد سر شناس آنان نظیر ابراهیم یزدی، ابوالفضل بازرگان و آقای فراستخواه و ... تشکیل می شد از نزدیک با افکار و آرای ایشان آشنا شده و به محق بودن نظر امام در مورد این گروه یقین حاصل نمودم.
آنچه در این میان باید بدان اشاره نمود پیوستگی و همپوشانی برخی از مدعیان پیروی از امام (ره) با این گروه می باشد که هم در عرصه عقیدتی و هم در گستره فعالیت های سیاسی اتفاق افتاده است. دم زدن از امام و نان نام آن حضرت را خوردن و همزمان تغذیه فکری از سفره اندیشه های لیبرالی و سیراب شدن از مشرب های غربی و التقاطی توسط این انقلابیون نادم، طنز تلخ دوران انقلاب اسلامی ماست. همینان هستند که با وجود اینکه در داخل نظام دارای مسئولیت ها و موقعیت هایی بودند و می باشند ولی با وقاحت تمام طوری رفتار می کنند تا بتوانند در اذهان عمومی به " اپوزیسیون بازی " بر علیه نظام بپردازند و برای نیل به برخی از منافع سیاسی، خود را در مقام اپوزیسیون نظام قرار دهند.
گروه دومی که حضرت امام با آنان به مصاف برخاست متحجرین خشکی بودند که حتی در بحبوحه مبارزات اسلامی بر علیه حکومت پهلوی، با توجیهات به ظاهر مذهبی، با قاطبه ملت به رهبری امام همراه نشده و ضرورت اینگونه حرکت ها را زیر سئوال بردند. برخورد شدید امام با جریانی به نام " انجمن حجتیه " در این راستا بود.
نکته ظریف و بسیار جالبی وجود دارد که این دو گروه با وجود اینکه از نظر نوع تفکر تفاوت بسیار دارند و مبانی عقیدتی آنها مشترک نیست ولی در فاز سیاسی با همدیگر هم افزا بوده اند. نمونه آن را می توان در حوادث بعد از انتخابات سال 88 دید که هر دوی آنها از حامیان فعال فتنه بوده و می توان ادعا نمود که اتحاد نوشته ای بین آنها وجود داشت.
اما حکایت " اپوزیسیون بازی " در اهر حکایت دیرینه و زیانباری بوده است و مردم آن را با پوست و گوشت خود کاملا حس نموده اند. برخی از نمایندگان ادوار گذشته مجلس، متاسفانه خواسته یا ناخواسته در این مسیر قرار داشتند و از این رهگذر هم ضربات زیادی متوجه حوزه انتخابی خود وارد نموده اند. نطق های آتشین برخی از آنان در مجلس و یا خطابه های پر حرارتشان در ایام تبلیغات انتخاباتی چنین کارکردی را به همراه داشت. البته مردم هم متوجه نادرستی این راه شدند و در سر صندوق های رای واکنش معناداری را نشان دادند.
اکنون نیز هستند کسانی که در برخی از عرصه های رسانه ای حضور دارند و یا در برخی منابر مذهبی فرصت بیان مطالب دارند و می خواهند این راه طی شده ، امتحان پس داده و شکست خورده را دوباره از سر گرفته و به " اپوزیسیون بازی " پرداخته و از آن بهره ببرند. گروه اول سعی دارد تا در بین قشر تحصیلکرده و آگاه به جولان پرداخته و آنان را با خود همراه سازد و دسته دوم در تلاش هست تا در بافت سنتی و مذهبی برای خود فضا ایجاد کرده و پایگاهی دست و پا نماید. وجه مشترک این دو طیف، تاکید بر انتقاد صرف و محض ، برجسته سازی و بزرگنمایی مشکلات مختلف موجود در منطقه است که حتی از باد و طوفان و سیل و کولاک هم نمی گذرند و همواره به دنبال سیاه نمایی و نفی خدمات انجام یافته و سوء استفاده از کمبودها و نواقص می باشند. هر دو گروه ، از موضع برتر با مسئولین و منتخبین شهر مواجه می شوند و دوست دارند تا مسئولین همواره به آنها خضوع نشان داده و در قیاس با آنها خود را مرید نشان دهند. البته به اصل " انتقاد " باور قلبی ندارند چرا که انتقاد از خود را بر نمی تابند و حتی به پرخاشگری هم روی می آورند.
رادیکالیسم و افراطی گری از دیگر ویژگی های اپوزیسیون گراهاست که هم در حوزه تئوری و هم در عرصه عمل نمود پیدا می کند. افراط به حدی از درجه می رسد که دچار لغزش شده و مانند برخی از نمایندگان ادوار!! در دام و یا در دامان قوم گراها می افتند طوری که باور این واقعیت برای خودشان هم سخت می شود. و یا مانند برخی دیگر آنقدر بر طبل انتقاد می کوبند و بر وجوب وجود آن آیه و حدیث نازل می کنند که " انتقاد "از ابزار و روش رسیدن به هدف ، به خود هدف تبدیل می شود و آرمان ها و هدف از انتقاد کردن از نظرگاه پاک می گردد. ردای گفتمان را بر قامت انتقاد می پوشانند غافل از اینکه انتقاد فربه تر از آن است که ملبوس شود و در داخل گفتمان، محبوس آید و یا حتی برایش پدری تراشیده گردد.
طیف های فوق الاشاره دانسته یا نادانسته قدم در مسیر نادرست دیگری هم گذاشته اند و برخی از حرکات و رفتارهای آنان نشان می دهد که می خواهند به ایجاد " مشروعیت دوگانه " در شهرستان اقدام نمایند. البته بعید می دانم که نادانسته باشد نزدیکی اخیر آنها به همدیگر با وجود تفاوت های مبنایی در اصول اولیه، نشان از برنامه ریزی دقیق دارد و کاملا در راستای همین سیاست قرار دارد. این امر خطرناک قطعا بر اهل نظر و بصیر پوشیده نیست امری که متاسفانه نتیجه تشتت و پراکندگی نیروهای اصیل و انقلابی منطقه می باشد و قطعا با تمسک به " گفتمان انقلاب اسلامی " شکست خواهد خورد. شاید برخی از دوستان معتقد باشند که این ادعا، مبالغه آمیز است اما به باور من، عقد این صیغه مبالغه خوانده شده است و منطقه در آینده آبستن حوادث مهمی خواهد بود.
در خاتمه توضیح این نکته ضروری است که " اپوزیسیون بازی " و " بازی اپوزیسیون " تفاوت فراوانی با همدیگر دارند. شاید "اپوزیسیون بازی" عده ای تحمل شود و با آن مدارا گردد و گاه در چارچوب قانون نیز جای گیرد ولی بازی اپوزیسیون در صورتی که شروع گردد قطعا چنین نخواهد بود.
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.