رجال زن نما !

 

رد پای مردان زن نما !! در  در برخی از نشریات اهر

 

قبل از هر چیز لازم به یادآوری است که این نوشته در صدد توهین به نسوان محترم نیست و صرفا نگاهی تاریخی و روانشناختی به برخی مسائل جامعه خواهد داشت.

درآمدن مردان در هیبت و پوشش زنانه قدمتی بس دراز دارد. هر موقع که میدان کارزار برای مردان سخت شود و قافیه برایشان تنگ گردد برخی از آنان برای رهایی از سختی و فرار از خطر ، راهی را انتخاب می کنند که در حالت عادی در نظرشان ننگ به حساب می آید و در حالت آسایش و راحتی اینگونه تغییر ظاهر حتی در مخیله آنها نیز نمی گنجد. ولی زمانی که شرایط ایجاب کند این ننگ و عار را به راحتی پذیرفته و به جان می خرند.

 تاریخ نمونه های زیادی از این دست دارد. وقتی امیر مختار ثقفی، عمارت کوفه را محاصره نمود و جناب عبدالله بن مطیع ( امیر گماشته شده آل زبیر ) بر جان خود بیمناک شد ردای زنانه بر تن کرد و در کسوت نسوان از قصر فرار نمود.

و یا زمانی که در اوایل پیروزی انفلاب اسلامی پشت پرده روابط جناب بنی صدر با لیبرال ها آشکار گردید و خیانتش محرز شد بنی صدر احساس خوف و خطر نمود و طبق معمول! در پوشش و لباس زنانه از کشور خارج شد تا دست انقلابیون به او نرسد!

همچنین دیده شده است که جنگجویان تکفیری داعش در هنگامه عسر و حرج و در مقابل فداکاری و جانفشانی نیروهای مقاومت اسلامی، فرار را بر قرار ترجیح می دهند ولی در پوشش و ظاهر زنانه!!

مثال ها و موارد زیادی از این دست می توان ذکر نمود. اخیرا نوع جدیدی از این تغییر ظاهر دیده می شود آن هم در دنیای نشریات و رسانه. داشتن اسم مستعار در نویسندگی و تحریر امری مرسوم می باشد ولی به جرات می توان گفت که قلم زدن مردان در نشریات با اسامی زنانه که شگفت انگیز و اعجاب آور می باشد فقط از کسانی بر می آید که شهامت و جرات اظهار علنی برخی از دروغ پردازی ها و اتهام زنی ها و توهین ها را ندارند. تعجب به این دلیل است که این رویکرد تابناک! در فرهنگی که خودشان آن را تبلیغ می کنند عملی ننگین و کاری شرمگین به حساب می آید.

این رجال زن نما! بسیاری از خواسته های قلبی و حرف های اصلی خود را که در حالت عادی نمی توانند بزنند در پوشش و قالب زنانه نشر می دهند با این هدف که در هنگام بازخواست به دلیل توهین ها و اهانت هایشان٬ با بانو معرفی کردن خویش به بی کسی و ضعف زنانه خود ! متوسل شوند و از مهلکه و خطر بگریزند!   

   

استاندارد دوگانه !!

 

 

یک بام و دو هوای برخی مدعیان اهری فرهنگ در موضوع انتقاد 

 

تاکنون در مورد  اهمیت انتقاد و نقش اصلاح گری آن در زمینه های مختلف، مطالب زیادی عنوان شده است و تقریبا همه افراد و گروه های سیاسی، اتفاق نظر دارند که این اصل اساسی در صورت استفاده صحیح و منصفانه می تواند یکی از عوامل موثر در پویایی و رشد جامعه به شمار آید.

اما عده ای از فعالان سیاسی و فرهنگی می خواهند از انتقاد، تنها وسیله ای برای ترقی خویش استفاده نمایند و نه عاملی جهت تعالی جامعه. این افراد تا زمانی که از دیگران و  مجموعه های مقابل  انتقاد می کنند به تمجید از اصل انتقاد می پردازند و تاکید می کنند که انتقاد ،دشمنی نیست و منتقد، دشمن نمی باشد که البته این سخن تا حدودی زیادی قابل تایید می باشد.

ولی اگر عکس این قضیه اتفاق افتد و خدای ناکرده! یک انتقادی از حضرات صورت گیرد و افکار و اعمال آنها در بوته نقد گذاشته شود و  میزان صحت و سقم آن در ترازوی عقل سنجیده شود  چنان بر آشفته می شوند که گویا این افراد همان کسانی نیستند که در مدح انتقاد، یادداشت ها می نوشتند و خطابه ها ایراد می فرمودند.

چرا کسانی که آغازگری انتقاد در قره داغ به آنها نسبت داده شده است !! و  عنوان پر طمطراق " پدر انتقاد ارسباران " را یدک می کشند ! انتقاد از خود را تحمل نمی کنند؟ و اینک که تیغ دو لبه انتقاد  توسط منتقدین به رویشان کشیده شده است انتقاد را مساوی با انگ زنی می دانند و منتقدین خود را انگ زن معرفی می نمایند؟!

این امر که نشانگر عدم صداقت این مدعیان می باشد قطعا از چشمان تیزبین مردم  پنهان نخواهد ماند و ضعف و درماندگی آنها را بیش از پیش آشکار خواهد نمود چرا که تجربه اثبات نموده است سیاست کثیف " یک بام و دو هوا "  هیچ وقت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.  

   

 

نقد یک یادداشت

 

 

نقد یک یادداشت با عنوان " رفتار سلیقه ای و گزینشی با هیئات حسینی "

 

یکی از دوستان حقوقدان طی یادداشتی در اهر نیوز  مطالبی را در ارتباط با عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین عنوان کرده اند که از چند زاویه قابل بررسی و نقد می باشد. این یادداشت از حیث اینکه نویسنده محترم ، از نزدیکان و منسوبین یکی از افراد سرشناس می باشد  و نیز این مقاله از یکسری نگرانی ها سرچشمه گرفته است می تواند مورد تحلیل قرار گیرد ولی به دلیل مناقشه انگیز بودن فعلا وارد  آن نمی شویم.  

نویسنده محترم بعد از بیان شیوه های مختلف عرض ارادت به ساحت حسینی ادعا می کند " آنچه که در این زمان جای بحث دارد آن است که عده ای با فرارسیدن این ایام فرصتی می بینند جهت مطرح کردن خود و ابراز وجود نمودن. ابراز وجودهایی که گاه از سر بی تدبیری عواقبی بس جبران نشدنی در پی دارد. گاهی با ذکر جملاتی که نه سند فقهی دارند و نه سند روایی، موجب اختلاف افکنی میان آحاد مختلف مردم می گردند که جا دارد به برخی از آنان اشاره کرد" 

ایشان از وجود جملاتی سخن به میان می آورد که نه سند فقهی دارد و نه سند روایی ولی ما هر چه ادامه نوشته ایشان را می خوانیم نمونه ای از چنین جملاتی را نمی بینیم تا به قضاوت بنشینیم که آیا مطابق با فقه هست یا اینکه مغایرتی با شرع دارد. این مسئله از دو حالت خارج نیست یا مطلب ایشان به طور ناقص در اهر نیوز درج و قسمتی از نوشته حذف شده است یا اینکه منظور نویسنده از ذکر جملات خلاف فقه و مغایر روایت که از سوی برخی از سر بی تدبیری و برای مطرح کردن خود ذکر می کنند، چنانچه در ادامه آورده موضوعی تحت عنوان "تجمع بزرگ حسینیان" می باشد.

اینکه نویسنده محترم چگونه به این نتیجه رسیده اند که  دعوت شیعیان به تجمع بزرگ حسینی با اسناد فقهی و روایی مغایر است جای بسی تعجب دارد. شاید  تعالیم  سیاسی حوزه فقهی  ایشان منجر به چنین خروجی بی سابقه و مخالف با آموزه های معصومین شده است. برخلاف ادعای ایشان، آنچه که در فقه و  روایات صحیح آمده است ترویج و گسترش کمی و کیفی عزاداری می باشد و تجمع بزرگ حسینیان مغایرتی با آنها ندارد حتی اگر با الگوبرداری از سایر شهرها صورت گرفته باشد!

 ایشان در ادامه دو خطای دیگر را نیز مرتکب شده اند. اول اینکه نحوه و کیفیت عزاداری را به قلت و یا کثرت جمعیت شهرها و امکانات ! آنها گره زده اند که امری بی معنا و خبطی آشکار است. اینکه تجمع یکپارچه و عظیم عزاداران فقط در زنجان پر جمعیت و برخوردار از امکانات! امکان پذیر است و لاغیر با حقیقت سازگار نیست. دوم اینکه نویسنده محترم با قیاس مع الفارقی که انجام داده اند عده ای از مداحان و اعضای هیئت های حسینی در اهر  را به بی تقوایی متهم نموده اند. از فردی که در رشته حقوق تحصیل نموده است چنین عملکرد ناصواب و  نسبت دادن تهمت سنگین بی تقوایی به دیگران انتظار نمی رود.