استاندارد دوگانه !!
یک بام و دو هوای برخی مدعیان اهری فرهنگ در موضوع انتقاد
تاکنون در مورد اهمیت انتقاد و نقش اصلاح گری آن در زمینه های مختلف، مطالب زیادی عنوان شده است و تقریبا همه افراد و گروه های سیاسی، اتفاق نظر دارند که این اصل اساسی در صورت استفاده صحیح و منصفانه می تواند یکی از عوامل موثر در پویایی و رشد جامعه به شمار آید.
اما عده ای از فعالان سیاسی و فرهنگی می خواهند از انتقاد، تنها وسیله ای برای ترقی خویش استفاده نمایند و نه عاملی جهت تعالی جامعه. این افراد تا زمانی که از دیگران و مجموعه های مقابل انتقاد می کنند به تمجید از اصل انتقاد می پردازند و تاکید می کنند که انتقاد ،دشمنی نیست و منتقد، دشمن نمی باشد که البته این سخن تا حدودی زیادی قابل تایید می باشد.
ولی اگر عکس این قضیه اتفاق افتد و خدای ناکرده! یک انتقادی از حضرات صورت گیرد و افکار و اعمال آنها در بوته نقد گذاشته شود و میزان صحت و سقم آن در ترازوی عقل سنجیده شود چنان بر آشفته می شوند که گویا این افراد همان کسانی نیستند که در مدح انتقاد، یادداشت ها می نوشتند و خطابه ها ایراد می فرمودند.
چرا کسانی که آغازگری انتقاد در قره داغ به آنها نسبت داده شده است !! و عنوان پر طمطراق " پدر انتقاد ارسباران " را یدک می کشند ! انتقاد از خود را تحمل نمی کنند؟ و اینک که تیغ دو لبه انتقاد توسط منتقدین به رویشان کشیده شده است انتقاد را مساوی با انگ زنی می دانند و منتقدین خود را انگ زن معرفی می نمایند؟!
این امر که نشانگر عدم صداقت این مدعیان می باشد قطعا از چشمان تیزبین مردم پنهان نخواهد ماند و ضعف و درماندگی آنها را بیش از پیش آشکار خواهد نمود چرا که تجربه اثبات نموده است سیاست کثیف " یک بام و دو هوا " هیچ وقت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.