یک بام و دو هوای برخی مدعیان اهری فرهنگ در موضوع انتقاد 

 

تاکنون در مورد  اهمیت انتقاد و نقش اصلاح گری آن در زمینه های مختلف، مطالب زیادی عنوان شده است و تقریبا همه افراد و گروه های سیاسی، اتفاق نظر دارند که این اصل اساسی در صورت استفاده صحیح و منصفانه می تواند یکی از عوامل موثر در پویایی و رشد جامعه به شمار آید.

اما عده ای از فعالان سیاسی و فرهنگی می خواهند از انتقاد، تنها وسیله ای برای ترقی خویش استفاده نمایند و نه عاملی جهت تعالی جامعه. این افراد تا زمانی که از دیگران و  مجموعه های مقابل  انتقاد می کنند به تمجید از اصل انتقاد می پردازند و تاکید می کنند که انتقاد ،دشمنی نیست و منتقد، دشمن نمی باشد که البته این سخن تا حدودی زیادی قابل تایید می باشد.

ولی اگر عکس این قضیه اتفاق افتد و خدای ناکرده! یک انتقادی از حضرات صورت گیرد و افکار و اعمال آنها در بوته نقد گذاشته شود و  میزان صحت و سقم آن در ترازوی عقل سنجیده شود  چنان بر آشفته می شوند که گویا این افراد همان کسانی نیستند که در مدح انتقاد، یادداشت ها می نوشتند و خطابه ها ایراد می فرمودند.

چرا کسانی که آغازگری انتقاد در قره داغ به آنها نسبت داده شده است !! و  عنوان پر طمطراق " پدر انتقاد ارسباران " را یدک می کشند ! انتقاد از خود را تحمل نمی کنند؟ و اینک که تیغ دو لبه انتقاد  توسط منتقدین به رویشان کشیده شده است انتقاد را مساوی با انگ زنی می دانند و منتقدین خود را انگ زن معرفی می نمایند؟!

این امر که نشانگر عدم صداقت این مدعیان می باشد قطعا از چشمان تیزبین مردم  پنهان نخواهد ماند و ضعف و درماندگی آنها را بیش از پیش آشکار خواهد نمود چرا که تجربه اثبات نموده است سیاست کثیف " یک بام و دو هوا "  هیچ وقت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.