تناقضی دیگر

تناقض از نوع برخی کانال های پر مدعای اهری! 

بالا رفتن اجاره ی املاک در اهر تیتر برخی از رسانه ای مجازی بود که اجاره ها در اهر ترمز برید! اما این رسانه های فریبکار هیچگاه ریشه ی این گونه امور را که به ضرر خودشان است واکا‌وی نمی کنند. اینکه چرا اینکونه شده است؟ پس دولت و دولتی ها چه می کنند؟ سیاستشان در این مدت طولانی که از سیطره شان بر دولت گذشته در بخش مسکن چه بوده است؟ 

اما وقتی اخبار همین رسانه ها را در چند سال اخیر می بینیم متوجه می شویم که گردانندگان این کانال ها تا توانسته اند از وزیر مسکن دفاع کرده اند. در حقیقت این دفاع، دفاع از وضعیتی است که در حوزه مسکن شاهد آن هستیم. دفاعی مشمئز کننده و از سر تعلقات جناحی، نه دفاعی که از حقیقت بر می خیزد. حمایتی تمام عیار از آخوندی، وزیر میلیاردر و لیبرال دولت روحانی که مدت شش سال وزیر مسکن بود و باید پاسخگوی عملکرد نداشته و منفی خویش باشد.

اما چرا الان ناهنجاری در بخش مسکن را جار می زنند و‌ تیتر می کنند در حالی که خود زمانی حامیِ به وجود آورندگان افتضاح فعلی بودند؟ می خواهند یقه ی چه کسی را بگیرند؟ دقیقا از چه کسانی شاکی هستند؟ آیا غیر از یقه ی مسئول مستقیم که وزیر مسکن و نیز رئیس الوزرا می باشد را نباید گرفت؟ چرا اکنون که آش سیاست های دولت در بخش مسکن شور شده است به ابهام سخن می گویند و به پریشان گویی افتاده اند؟ این تناقض و دوگانگی شدید در رفتار و گفتار چگونه قابل تحلیل است؟ آیا چنین می پندارند که همواره می توانند به شعور مخاطبین و مردم توهین کنند؟!

 

 

دانشکده علوم پزشکی در دانشگاه آزاد اسلامی اهر؛ ضرورتی انکارناپذیر

اهر، شهری دانشگاهی هست. این جمله را بسیار گفته و یا شنیده ایم. مبنای این ادعای شیرین که مایه مباهات ما اهری ها شده است شکوفایی دانشگاه آزاد اهر در یک مقطع طلایی است که با وجود تلاطمات، فراز و فرودهایش و به برکت ایجاد تحصیلات تکمیلی هنوز هم ادامه دارد. اما با کاهش متقاضیان ورد به دانشگاه ها و نیز عرض اندام نمودن سایر موسسات آموزش عالیِ خصوصی، این روند با چالش جدی مواجه شده است.

اخیراً رئیس این واحد بزرگِ دانشگاهی خبر امیدوار کننده ای را داد. دانشکده علوم پزشکی در دانشگاه آزاد اهر ایجاد خواهد شد. این خبر از چند جهت اهمیت ویژه و صدچندانی دارد. متاسفانه رشد دانشگاه های دولتی در اهر متوقف شده است. به غیر از دانشکده کشاورزی و دانشکده فنی شهید چمران، اهر فاقد دانشگاه دولتی است. دانشکده پرستاری اهر با وجود سابقه فعالیت، عملا به تعطیلی کشانده شده است و امیدواری چندانی به تبدیل شبکه بهداشت و درمان اهر به دانشکده علوم پزشکی وجود ندارد. اگر این تبدیل صورت می گرفت جهش چشمگیری هم در حوزه خدمات سلامت و درمان ارسباران اتفاق می افتاد و هم در حیطه ی آموزشِ علوم پزشکی شاهد پیشرفت های خوبی بودیم.

در این وضعیت غیر قابل قبول، ایجاد دانشکده ی علوم پزشکی در دانشگاه آزاد اهر می تواند پای لنگ دولت در اهر را تا قسمتی جبران نماید. با راه اندازی رشته های پزشکی و پرستاری در اهر می تواند پایه ی ایجاد بیمارستان آموزشی-درمانی خصوصی در اهر ریخته شود. امری که با وجود اخذ مجوزهای لازم از وزارت بهداشت، به دلیل عدم ورود سرمایه گذار تاکنون محقق نشده است ولی دانشگاه آزاد اهر، توان لازم و کافی برای وارد شدن به این مقوله را دارد.

 با توجه به اینکه اهر، قطب درمانی ارسباران با جمعیت نیم میلیونی می باشد و ایجاد بیمارستانِ دولتیِ دوم برای آن الزامی است اما برای همه ما مثل روز روشن است که به این زودی ها از دولت در این زمینه آبی برای اهر گرم نخواهد شد. لذا بیمارستان خصوصی با محوریت دانشکده علوم پزشکی دانشگاه آزاد اهر تا حدودی می تواند بخشی از نیازهای درمانی منطقه را جبران نماید. از آن گذشته این دانشکده که طرفداران زیادی هم دارد می تواند همچنان پای دانشجویان را از سرتاسر کشور به اهر بکشاند و اجازه ندهد ستاره ی درخشانِ یکی از مشهورترین و بزرگترین واحدهای دانشگاهی در آسمان علمی و آموزشی استان به افول گراید.البته این اتفاق زمانی خواهد افتاد که پیگیری های لازم در درون دانشگاه آزاد و همچنین در شورای گسترش آموزش پزشکی که در وزارتخانه بهداشت مستقر می باشد توسط مسئولین شهرستان صورت گیرد کما اینکه در گذشته تاسیس دانشکده ی داروسازی و ایجاد رشته ی داروسازی با مخالفت آن شورا روبرو گردید.             

 

رنگ فیروزه ای

 

رنگ فیروزه ای در هنر اسلامی سمبلی از عرفان متعالی است.

هجدهم تیر ماه سالگشت ثبت ملیِ بقعه ی شریف شیخ شهاب الدین اهری است به همین مناسبت، خاطره ای نو و جالب در مورد این اثر ملی در فضای مجازی منتشر گردید. استاد هوشنگ داوری بازگو نموده است که دلیل از بین رفتن کاشی کاری های فیروزه ای در یکی از مناره های بقعه، عزم و اراده ی رژیم پهلوی برای از بین بردن تجلیِ کارهای سلسله ی صفویه در آثار باستانی بوده است.

این روایت با سیاست های فرهنگی رژیم گذشته همخوانی کامل دارد. سیاست ضد دینی در دوره پهلوی اول بسیار تند و تیز و آشکار بود و سعی داشت تا با نمادهای مذهبی مبارزه علنی نماید مانند قضیه کشف حجاب که با توسل به زور همراه بود. ولی برنامه پهلوی دوم برای ستیز با مذهب در جامعه با روش های پنهان و زیرزمینی صورت می گرفت.

 صفوی ها در ترویج، تثبیت و رسمیت بخشیدن به تشیع نقش اساسی ایفا نمودند. این رویکرد در همه ابعاد اجتماعی و فرهنگی آنزمان نیز رسوخ یافته بود. یکی از این حیطه ها، عرصه هنر بود. هنرمندانِ عصر صفوی، مفاهیم دینی و مذهبی را از اهداف انتزاعی آثار هنری خویش قرار دادند و بر این اساس نیز مکاتب هنری بسیاری شکل گرفت و شکوفا گردید و ما اکنون شاهد هنرنمایی های آنها در آثار بجا مانده از دوره صفویه هستیم. مزار و بنای اطراف عارف قرن هفتم، شیخ شهاب الدین محمود اهری از جمله ی همین آثار می باشد.

نقوش رنگارنگی که در این آثار دیده می شود هر کدام، ریشه در یکی از تجلیات عرفان اسلامی دارد و راز و رمزی را در درون خود نهفته است. بر این اساس معماری اسلامی-ایرانی، تاکید خاصی بر نور و رنگ دارد و سمبل های عرفانی را نمایندگی می کند. یکی از اصیل ترین رنگهای مطرح در هنر اسلامی رنگ فیروزه ای است که نمادی از مشاهده و مراقبه در مباحث دینی بوده و بر ملکوتی بودن آثار به کارگرفته شده از آن رنگ می افزاید.

سابقه ی رژیم پهلوی در منسوخ نمودن سنت های اسلامی، بومی و قومی با هدف تقویت ناسیونالیسم گرایی افراطی گواه خوبی بر تقویت روایت استاد داوری در زمینه تخریب نمادهای دینی می باشد.   

 

آب در لانه مورچگان!

 

گاندو؛ آبی در لانه ی مورچگان!

سریال جذاب و واقعی گاندو که به قصه ی پر غصه و تاسف بار #نفوذِ راحت و بی دردسر عوامل سیا به مهمترین ارکان نظام پرداخته است با استقبال بی نظیر در سطح ملی مواجه گشت. اما در این میان، گاندو به مذاق برخی از جریانات سیاسی و دنباله هایشان در سراسر کشور خوش نیامد. 

این خوش نیامدن که با هجمه های روانی به منظور رد گم کنی صورت گرفت کاملا عادی و قابل انتظار بود!

این سریالِ موفق مانند آبی بود در لانه ی مورچگان تا آشنای ملی و آشنایان بومی ناخواسته چند صباحی خود را در معرض افکار عمومی قرار دهند و‌ مردم با چهره های واقعیشان کاملا آشنا شوند!

 

 

یک سوراخ و دو گزش!

ما از یک سوراخ دو بار گزیده شده ایم!         

خبرِ عبور ایران از سطح غنی سازی 3/67 درصدی و کاهش تعهدات به دلیل عدم پایبندی طرف های مقابل به برجام اعلام شد. کسانی که مفاد منتشر شده ی برجام را خوانده اند نیک می دانند که در این عهدنامه، هیچگاه اشاره ای به کاهش تعهد از سوی ایران در صورت عهدشکنی طرف های دیگر نشده است و کاهش پله پله، تدریجی و میلی متری تعهدات ایران، ابتکار دولت بوده و به نوعی مقدمه خروج از برجام می باشد. با این خروج پرونده ی ایران طبیعتا بر طبق مکانیسم ماشه ای که غربی ها در دل برجام تعبیه نموده اند به شورای امنیت سازمان ملل خواهد رفت. این در حالی است که برجامیّون ادعا می کردند کشور را از ذیل فصل هفت منشور شورای امنیت سازمان ملل خارج کرده اند!

این خبر ما را به واسطه اتفاق مشابه به دهه هشتاد بر می گرداند. به دنبال پرونده سازی های آژانس انرژی هسته ای که با کمک منافقین و نفوذی های دشمنان در مجلس ششم انجام یافت دولت اصلاحات یک دور مذاکرات هسته ای با اروپایی ها شروع نمود و به صورت داوطلبانه تعهداتی را از جمله تعلیق فعالیت های هسته ای در اِزای یکسری وظایف برای غربی ها متقبل شد ولی در نهایت با عدم پایبندی غربی ها به قول و قرارهایشان( توافقنامه سعدآباد و بروکسل ) در سال 84 رئیس دولت وقت (محمد خاتمی) راه اندازی UCF  اصفهان و شروع مجدد سایر فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را اعلام کرد.

این دو حادثه که به فاصله ده سال از همدیگر به وقوع پیوسته است تشابهات عجیب و عبرت آموزی دارد. هر دو مورد در زمان و سلطه ی اصلاح طلب ها بر کشور و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حادث شده است. مذاکراتی که در دهه هشتاد صورت پذیرفت با راهبری حسن روحانی و محمد خاتمی و تیم اصلاح طلب رقم خورد و مذاکرات برجام نیز با هدایت مستقیم شخص حسن روحانی، محمد جواد ظریف و پشتیبانی های شدید و سازمان یافته و جنگ های روانیِ اصلاح طلب ها روی افکار عمومی تکوین یافت. اصلاح طلبان در هر دو مذاکره به دروغ ادعا کردند که سایه ی جنگ را از سر کشور دفع کرده اند و از این طریق بر سر ملت و کشور منّت سنگین گذاشتند و هنوز هم می گذارند! در مذاکرات اوایل دهه هشتاد و هم در مذاکرات دهه نود، مذاکره کنندگان ایرانی به شکل بی سابقه ای به طرف های غربی اعتماد بیجا و سفیهانه ای نمودند طوری که بعد از گذشت زمان نه چندان زیادی خودشان اعتراف نمودند که کلاه گشادی سرشان رفته است!

در حقیقت ما از یک سوراخ دو بار گزیده شدیم. ما از سوراخِ اعتمادِ نابجا به دشمن و از سوراخِ تسلطِ مسئولانِ بزدل و ساده لوح بر مقدّرات کشور که مصالح، منافع و عزت ملی برای آنها مفاهیم نازلی دارد یکبار در دهه هشتاد و با وجود آن تجربه ی تلخ برای بار دوم در دهه ی کنونی از همان سوراخ که اسمش را برجام نام نهاده بودند گَزیده شدیم!!!

 

 

بن بست در شورای شهر اهر

 

آیا شورای اسلامی شهر اهر به بن بست رسیده است؟

از اختلافات داخلی در شورای اسلامی و شهرداری اهر اخبار نگران کننده ای به گوش می رسد. اگرچه این اختلاف در سلیقه و برنامه می تواند برای شهر مفید باشد به شرط آنکه هدف شهرداری و شورای اسلامی عمل به قانون، رعایت مصالح عمومی و دوری از منفعت طلبی های شخصی باشد. شفافیت و روراستی با مردم به عنوان ولی نعمتان مسئولین، یکی دیگر از راه های موفقیت در عرصه مدیریت شهری می باشد. آشکار بودن دخل ها و خرج های شهرداری باید در اولویت شهردار و اعضای محترم شورای اسلامی باشد. امری که اکثرا مغفول می ماند اما یکی از راه های کم نمودن اختلافات است.

 بر طبق قانون، خط مشی شهرداری ها در شورای اسلامی تدوین می گردد و شهرداری نمی تواند خارج از آن عمل نماید. هریک از اعضای شورا علی الخصوص رئیس شورا نمی تواند با دور زدن قوانین مصوب، شهرداری را تحت تاثیر قرار داده و یا با تبانی و یا لابی، برنامه هایی خارج از کانال شورا را جهت اجرا به شهرداری تحمیل نماید. اینکه اعضای شورای اسلامی اهر ادعا می کنند بسیاری از مصوبات شورا اجرایی نشده و نمی شود نشان از یک ایراد اساسی در درون این نهاد و شهرداری اهر دارد. مصوبات شورای اسلامی باید اطلاع رسانی عمومی و رسانه ای گردد تا مردم نیز در جریان امورات شهری که در آن زندگی می کنند قرار گیرند و از شورا و شهرداری حقوق اساسی و قانونی خویش را پیگیری و مطالبه نمایند. در قانون شوراهای اسلامی برای اعضای شورا اختیارات و روش های مشخصی برای برونرفت از این وضعیت پیش بینی شده است. اگر اکثریت اعضای محترم شورا با در نظر گرفتن منافع شهر و مردم می بینند که مدیریت شهری به بیراهه می رود می توانند از اسباب و لوازم قانونی خویش استفاده نموده و خود و شهر را در بن بست قرار ندهند و از آن خارج کنند. بر طبق قانون دولت نیز در چنین حالاتی می تواند  کلاف سردرگمی که در شوراها ایجاد می شود را با بازخواست ها و ابزار های پیش بینی شده و نظارتی باز نماید.     

اهر به اندازه کافی مشکلات و معضلات دارد و به جای پیشرفت نه تنها در جا نمی زند بلکه پسرفت نیز دارد! با این اوصاف شایسته نیست این شهر مظلوم بیش از این در آتش اختلافات شخصی بسوزد. از آن گذشته ادامه این وضعیت به جایگاه شورا در نظر مردم نیز آسیب های بیشتر وارد می کند. جایگاهی که یکی از نمادها و مظاهر مردم سالاری در کشور است و اینک نمود خوبی به دلیل ضعف ها و سوء مدیریت ها نیافته است.