اعلمی در اهر

اکبر اعلمی در اهر به دنبال چیست؟! 

 

نام اعلمی شاید برای خیلی ها آشنا باشد. سیاستمداری پرحاشیه که سابقه ی نمایندگی تبریز  در ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی را دارد. قبل از اینکه در سال ۷۸ بتواند اولین رای مردم تبریز را اخذ نماید چندان مشهور نبود. در روزنامه ی سلام به مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها مطالبی از ایشان را می دیدم. روزنامه ای که از مخالفت با سیاست های اقتصادی و سیاست خارجی دولت اولِ مرحوم هاشمی رفسنجانی به حمایت های تلویحی و ضمنی از آن مرحوم در اواخر دولتِ دومش رسیده بود! اما اکبر اعلمی برخلاف مشی و سیره ی مجمع روحانیون مبارز  و ارگان رسانه ایش 

که از هاشمی حمایت می کردند باب انتقاد و تخریبِ شدیدِ رفسنجانی را در رقابت های انتخاباتی مجلس ششم در تبریز باز نمود تا نقطه ی ضعفِ گمنامی خویش در تبریز را با تاخت و تاز به هاشمی رفسنجانی جبران نماید. اتفاقاً تیتر مصاحبه ی او با یک نشریه ی محلی در تبریز با عنوان « از بهرمانِ رفسنجان تا تبریزِ آذربایجان » و نیش و کنایه به علی اکبر هاشمی رفسنجانی توانست نظرها را به سمت و سویش بچرخاند و ره چند ساله را در چند روز بپیماید. 

قوم گراهایی هم بودند که این پیشرفت برای یک تبریز زاده ای که نمی توانست زبان ترکی را به راحتی و سلیس صحبت کند بر نتافتند و مترصد فرصتی شدند تا مانع موفقیت اعلمی در انتخابات مجلس شوند. اعلمی با برخی سوتی هایی که می داد این بهانه را جور کرد. او در همان روزهای پر تب و تاب تبلیغات در اظهارنظر عجیبی گفته بود زبان ترکی فاقد ادبیات منسجم و مشخص می باشد. همین گفته ی خام باعث گردید تا علیه او جوی به شدت منفی ایجاد شود. جوسازی مذکور و اعتراض شدید دانشجویان ترک زبان به اعلمی را در تالار وحدت دانشگاه تبریز و در جلسه ی آشنایی و پرسش و پاسخ دانشجویان با کاندیداهای مجلس را از نزدیک دیدم. به نظر می رسید که اگر آن روند اعتراض آمیز، همه گیر می شد و‌ به متن و بطن جامعه ی کلان شهر تبریز تسری می یافت قطعا کار اعلمی تمام بود. ولی او‌ یک شانس بزرگ داشت. تا روز انتخابات فقط دو‌ سه روز فاصله بود و این هجمه ها نتوانست بر اذهان مردم نقش ببندد. اگر شبکه های اجتماعیِ امروزین، در آن مقطع وجود داشت قطعا اعلمی با مشکل بزرگ روبرو می گردید اما به هر حال پروپاگاندای اصلاح طلبان با مدد گرفتن از تخریب هاشمی رفسنجانی توانست اعلمی را نفر اولِ ششمین انتخابات مجلس در تبریز بنماید. با این حساب، اولین فردی که توانست با حمله به هاشمی رفسنجانی و استفاده از نگرش منفی مردم به رفسنجانی، در انتخابات پیروز شود اکبر اعلمی می باشد و از این حیث از محمود احمدی نژاد جلوتر است‌. 

اعلمی در مجالس ششم و‌ هفتم حضور داشت ولی در دوره ی هشتم به دلیل موضعگیری ها و اظهارنظرهای شاذّ و گاه ضد انقلابی که می نمود صلاحیتش از سوی شورای نگهبان احراز نگردید ولی اکنون بعد از مدتهای مدیدی که از تبریز دور بوده است فیلِ اعلمی یاد هندوستان کرده و می خواهد شانس خود را دوباره امتحان نماید. شاید در این دوره توانست با عبور از فیلتر شورای نگهبان، اعتماد تبریزی ها را برای بار سوم به دست آورد! با همین آرزو به تبریز باز گشته است تا برای انتخابات پیش رو اعلام حضور نماید و استارت تحرکات انتخاباتی خود را بزند. حضور در اهر به دعوت دوستان اهریش که قرابت فکری نزدیکی با او دارند و با هدف یارگیری از بین قره داغی های مقیم تبریز صورت پذیرفته است. ارسبارانی ها در بافت جمعیتی تبریز حضورِ قوی و تاثیر گذار دارند. اما اینکه میزبانان اهری با چه انگیزه ای از یک چهره سیاسی و انتخاباتی برای حضور در اهر دعوت می کنند و اینکه چه خیر و برکتی برای اهر دارد در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. شاید در آینده ی نزدیک، پرده از این فعالیت های انتخاباتیِ ابهام آلود برداشته شود.

 

مانور تجمل

مانور تجمل را متوقف کنید!

یکی از اوصاف مسئولین در جمهوری اسلامی، گریزان بودن آنها از اَشرافیگری و تجملات می باشد. در مکتب امام(ره)، مسئولین، خادمان ملت هستند. آنها نه تنها نباید کاخ نشین شوند بلکه خوی کاخ نشینی نیز برای آنها متصور ‌‌‌‌‌نمی باشد. مدیران در نظام اسلامی حق ریخت و پاش ندارند. به بهانه های مختلف نمی توانند زرق و برق دفتر و اداره ی خویش را بیشتر کنند. اسباب و وسایل عادیِ محل خدمت را زود به زود تعویض نمایند. ولی با دستوری که پدر معنوی تکنوکرات های وطنی آن هم از خطبه های نماز جمعه ی سال ۶۸ برای مدیران صادر کرد و از آنها خواست مانور تجمل را اجرا نمایند ورق برگشت و مولفه های مدیریت جهادی و انقلابی جای خود را به ویژگی های مدیریت غیر انقلابی داد و مسئولین به مسابقه ای عجیب در تکاثر و اسراف روی آوردند. 

در شرایط معیشتیِ کنونی که مردم به آن گرفتار شده اند و اقتصاد مقاومتی باید به طور دقیق اجرا شود ولی مدیران برخی از بانک ها برای معماری و تزئینات درونی آن، هزینه های گزاف و آنچنانی صرف می کنند! برخی ادارات، میز و صندلی های سالم خود را تبدیل به احسن می کنند!! گویا اقتصاد ما آنقدر پویا و رو به راه شده است که مسئولان محترم تنها مشکل را تازه کردن اسباب و ادوات دستگاه خویش می پندارند!! بزرگترین و مهمترین طرح افتتاح شده ی شهرها در هفته ی دولت افتتاح قنوات و انهار است آنوقت مسئولان ما به فکر زیورآلاتِ ادارات هستند!

 

#مانور_تجمل

آتش در جان ارسباران

آتش در جان جنگل های ارسباران افتاده است.

چندین روز هست که آتشی مهیب در دل جنگل های زیبای ارسباران افتاده و وسعت قابل توجهی از اکوسیستم مهم و حیاتیِ قره داغ را طعمه حریق نموده است. از چندین ماه قبل، آفتِ آدم! به جان این جنگل ها افتاده و درختانش را سر می بُرند که هنوز هم ادامه دارد و اکنون نیز بلای آتش بر دامن سرسبز ارسباران افتاده و ریشه می سوزاند. اگر دقیق شویم همین آتش را همان آدم! برافروخته و در سایه ی بی تدبیری و بی مسئولیتی مسئولان! گسترش یافته و خسارت بار شده است. گرچه این حادثه شاید در همه جای کشور و دنیا اتفاق می افتد همانگونه که در سال های گذشته در همین جنگل های ارسباران رخ داده است ولی نمی توان به همین راحتی از روی بی خیالی مسئولان امر و عدم پیش بینی و مهیا نمودن امکانات لازم برای اطفای حریق در مناطق جنگلی گذشت. اگر یک بالگردِ آتش نشان در منطقه حضور داشت شاهد این حجم از آتش سوزی خسارت بار نبودیم. 

نمایندگان محترم مخصوصا وکلای ارسباران در مجلس شورای اسلامی باید دولت را برای تامین و تجهیز جنگل های کشور از جمله ارسباران به لوازم و دستگاه های اطفای حریق، تحت فشار قرار داده و در بودجه بندی سالانه ردیف های مشخصی برای این امر بگنجانند. وظیفه نمایندگان در راستای وظایف نمایندگی آنها است که قوانین لازم برای اینگونه مسائل را تصویب کنند نه اینکه به موضوعاتی در حوزه انتخابیه ورود کنند که دون شأن نمایندگی بوده و اصولا به آنها مربوط نیست.