غدیریه

هنرمندان اهری، غدیریه را با ابزار زیبای هنر باز آفرینی کردند. 

سرزمین ارسباران خاکی زر خیز و هوایی درّافشان دارد. از هر نعمت و مکنتی که در دنیا وجود دارد این قطعه از بهشت همه ی آنها را یکجا در خود جای داده است. هنرمندانِ هنر پروری دارد که شهره ی خاص و‌ عام اند. قطعا هنر، خود از صد گوهر و زر با ارزشتر است. حکیم فردوسی چه خوش سروده است که هنر برتر از گوهر آمد پدید. 

و چه بهتر که این گوهرِ با ارزش در راه و روش صحیح و ارزشمند صرف گردد. 
به کار بردن زبان گویای هنر برای انتقال مفاهیم، معانی و معارف مقدس، به هنر قداستی خاص و به هنرمندان، معنویتی مضاعف می بخشد. هنرمندان اهری همواره این نکته ی عالی را به کار بسته و از این رهگذر همیشه پیشتاز و فخرآور بوده اند. تاکنون چهار سال متمادی در اهر، واقعه و حادثه ی پر راز و رمز غدیر خم توسط هنرمندان بسیجی به صورت زنده در معرض دیدِ مردم ولایی به نمایش در آمده است. بازسازی این واقعه ی آسمانی در خاکِ پاک ارسباران، در بدنه ی فرهنگی و هنری قره داغ همچون نگینی درخشان خودنمایی می کند. چنین حرکات مبارک و با اهمیتی، نمونه ی روشنی از کار فرهنگی تمیزی است که رهبر معظم انقلاب بارها اهالی فرهنگ و هنر در جبهه حق را به آن ترغیب و تشویق نموده اند. 
باید دست یکایک عزیزانی که امسال نیز این اتفاق فرهنگی را رقم زدند فشرد و به آنها تبریک گفت. کاری عظیم، سنگین و سترگ که مستلزم تلاش های فراوان، طاقت فرسا و شبانه روزی بود تا گوشه ای از عظمت این عید مبارک را در دیدگان اهری ها به ثبت برسانند و البته به نحو احسن و اکمل از عهده ی آن بر آمدند. 

در پایان بخشی از قصیده ی حکیم ابوالقاسم نباتی شاعر شیرین سخن ارسبارانی را که در مدح سرور و مولی علی(ع) سروده است می آوریم: 
 
ای پادشاه انس و جان، وی دُرّ بحر لامکان
در حیرتم من زین بیان، یا شاه دریادل علی(ع)

شب تا سحر کرّوبیان، گویند در باغ جنان 
این ورد را با صد زبان: یا شاه دریادل علی(ع)

بلبل ز عشقت نغمه خوان، قمری زشوقت در فغان
طوطی بگوید هر زمان: یا شاه دریادل علی(ع)

ماه از جمالت منفعل، شمس از رخت آتش به دل
طوبی ز عشقت پا به گِل یا شاه دریادل علی(ع)

ای عروة الوثقای دین، وی گوهر دُرج یقین
ذکرِ منِ زار است این: یا شاه دریادل علی(ع)

مسئله ی قدس در کنگره ی حج

 

چرا فلسطین مساله ی اول دنیای اسلام است؟ 

امسال رهبر معظم انقلاب در پیامی که به کنگره بین المللی حج داشتند بار دیگر بر اهمیت قضیه ی فلسطین پافشاری نموده و از امت اسلامی خواستند توطئه و‌ حیله ی معامله ی قرن را خنثی نمایند. 

شاید این سئوال به ذهن متبادر شود که چرا فلسطین این اندازه باید برای مسلمین مهم باشد و هست؟ و با وجود اینکه در برخی دیگر از مناطق دنیا مانند کشمیر، قره باغ، میانمار و اویغورهای چین، مسلمانان تحت فشار و اجحاف قرار دارند چرا هنوز بر فلسطین تاکید می گردد؟

حقیقت این است که اگر به پیشینه ی تاریخی دنیای اسلام نگرشی دوباره صورت گیرد مشخص خواهد شد که در هیچ مساله ای به اندازه ی فلسطین بر علیه مسلمانان و جامعه اسلامی توطئه های همه جانبه از سوی دشمنان اسلام وجود نداشته است. ایجاد دولتی مجعول و بی ریشه در دلِ جهان اسلام آن هم با وحشیانه ترین روش ها و البته با حمایت های به ظاهر قانونی از سوی مراجع بین المللی و‌قدرت های بزرگ در هیچ کدام از نقاط دیگر در جامعه اسلامی وجود ندارد. هدف صهیونیسم بین الملل از ایجاد این غده ی چرکین، تضعیف قدرت و برتری مولفه های تمدن اسلامی می باشد.

رژیم اشغالگر قدس مشروعیتی به غیر از زور ، چپاول و کشت و‌ کشتار ندارد و در این راه از پشتیبانی های همه گیر از سوی کشورهای زورمند برخوردار است. اگر دنیای اسلام در موضوع فلسطین کوتاه بیاید در حقیقت سنگر  و‌مقاومت اسلامی در سطح بین المللی شکسته خواهد شد. درک این مطلب فارغ از جهت گیری های قومی و مذهبی میسر است. اگر ما در فلسطین بر اراده ی شیطانی در عادی سازی ظلم و جور بر علیه مسلمانان غالب نشویم دیگر در هیچ گوشه ای از عالَم مصونیت نخواهیم داشت. وحدت حول محور قدس می تواند ما را در رهایی مسلمانان از سایر فجایع و‌مشکلات موفق نماید. این امر به معنای غفلت از سایر مناطق مسلمان نشین و مشکلات مسلمین نیست. 

 

کشف حجاب و مشروطیت

 

شعار کشف حجاب اولین بار تحت لوای مشروطه طلبی به میدان آمد. 

تاکنون تصور می کردم که ابداع و نظریه پردازی در موضوع « کشف حجاب » در دوره ی پهلوی اول و توسط رضاخان قلدر صورت گرفته است. امّا با خواندن کتاب « جلال شناسی » اثر حجت الاسلام ذبیح الله علیزاده متوجه شدم که حساسیت منفی روی پوششِ زنان مسلمان از دوره ی مشروطیت وجود داشته است. این کتاب در نقد کتابی دیکر به نام « جلال و آل احمد » نگاشته شده است. خرّم در کتابش نوشته برخی از زنانی که در عهد مشروطیت به نام مشروطه خواهی فعالیت می نمودند در ذیل شعار حقوق زنان، برای اولین بار در محافل آشکار و یا پنهان از ضرورت کشف حجاب در راستای رسیدن به آزادی زنان سخن به میان می آوردند و بعدها رضا شاه آن را به اسم خود گذاشت.

این مسئله همانند اعدام #شیخ_فضل_الله_نوری، نفوذ در نهضت مشروطه و انحراف در آن را عیان می کند. اینکه کشف حجاب در عهد مشروطه مطرح و توسط رضا میرپنج عملی شده است بسیار بدیهی می نماید چرا که خروجی نهضت مشروطه، گذار جامعه ایرانی از «استبداد صغیر » قاجاری به «استبداد کبیر» رضاخانی بود. پژوهش و تحقیق در مورد این نهضت بسیار ضروری است البته نه با توصیه به خواندن کتاب هایی که عناصر مشکوک و ضد دینی مانند #احمد_کسروی نوشته اند. 

قطع یقین اعتقاد و هدف مشروطه خواهان اصیلی چون #ستارخان با مشروطه پژوهانی چون #کسروی  هم جنس و همگن نیست.

 

"جهان گرایان رو در روی ملی گرایان"

عبارت فوق یک فصل از کتاب " اَبَر طبقه " ( Superclass ) نوشته ی دیوید راتکاف، عضو شورای روابط خارجی ایالات متحده آمریکاست. راتکاف در این کتاب سعی نموده در مورد نخبگان قدرت جهانی و جهانی که می سازند با نگرش خویش بحث و تصویری کلی ارائه نماید. به اعتقاد او یک شبکه ی جهانی بر علیه جهانی سازی در کنار پروسه ی جهانی شدن فعال شده است که در کانون این شبکه، ملی گرایانِ سایر کشورها قرار گرفته اند. راتکاف مخالفان آمریکا و منتقدان جهانی شدن به رهبری غرب را، ملی گرا نامگذاری کرده و از ایران، روسیه، ونزوئلا و چند کشور دیگر اسم برده است.

این دیدگاه را یک آمریکایی بیان می کند. یک شهروند و مسئول در کشوری که خود را ناظم نظم نوین جهانی قلمداد و می خواهد بر طبق نظم دلخواه و مبتنی بر دیدگاه های خویش بر دنیا حکمرانی نماید. تقابلی که او از آن سخن به میان آورده است در جامعه غربی صدق نمی کند آنچه که آمریکا به دنبال گلوبالیزه کردن آن است در واقع ارزش های آمریکایی و غربی می باشد. طبیعی است جریان ملی گرایی در آمریکا به دنبال یکچنین جهانی کردن است و با آن تضادی احساس نمی کند.

ولی آنچه که قضیه را جالب و مهیّج می نماید تسرّی این نظریه به ایران و رو در رو دانستن ملی گرایان ایرانی با جهان گرایان ایرانی می باشد. در ابتدا این سئوال پیش می آید که آیا در ایران واقعا چنین جبهه بندی و رویارویی وجود دارد؟ بررسی تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که این دو جریان هیچگاه از همدیگر جدا نبوده اند. به عبارت بهتر می توان ادعا نمود که در ایران، ملی گرایان همان جهان گرایان هستند و بالعکس! آنهم با پایه های فکری مشابه و یکسان.

مدعیان و پایه گذاران ملی گرایی در ایران، تابع و وابسته به اندیشه های غربی بوده و هستند. آبشخورِ افکار و اندیشه های ناسیونالیست های وطنی همان مکاتبی است که پیروانشان در غرب می خواهند گلوبالیزاسیون( جهانی سازی ) را بر اساس همان نحله ها به انحاء و روش های مختلف حتی با موشک و گلوله، تئوریزه وعملیاتی نمایند و در این میان ملی گرای ایرانی سرباز و پادوی گلوبالیسم غربی می باشد.

می توان گفت که نظریه ی راتکاف در ایران صحیح به نظر نمی رسد و آن نیرویی که در ایران با جهانی سازی و در حقیقت غربی سازی در افتاده است از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نشات گرفته و ربطی به ناسیونالیسم ایرانی ندارد. می توان گفت ادامه همان خط در ایران با نوعی پارادوکس مواجه می شود. چگونه می توان در ایران بین ناسیونالیسم و اینترناسیونالیسم جمع بست؟ تبلیغ همزمان این دو مقوله توسط ملی گرایان ایرانی، آنها را با دشواری هایی مواجه نموده است کما اینکه در بسیاری از مقاطع و پیچ های تاریخی دچار تناقض های شدید و حل ناشدنی شده اند!   

         

ساده زیستی

چرا ساده پوشی نمایندگان را تخطئه می کنند؟ 


در تفکر و مکتب امام خمینی(ره) مجلس در راس امور کشور قرار دارد. این برتریِ معنوی منوط به شرایطی است. اگر صحیفه ی نور و وصیتنامه آن حکیم سفر کرده را تورق کنیم دلایل این سیادت کاملا آشکار می شود. 
در نظرگاه امام، مردم باید به نمایندگانى رأى دهند که در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى (صلى الله علیه و آله و سلم) باشند. 
و در مقابل، افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. (صحیفه امام، ج۴۱، ص ۱۱)

چنین مجلسی که طرفداران اسلام ناب محمدی وارد آن شوند خودبخود در راس امور قرار می گیرد حتی اگر کانون های قدرت و ثروت ( سردمداران اسلام آمریکایی) آن را نپسندند. چنین مجلسی هیچگاه منافع انقلاب و ملت را به پای منفعت های شخصی و جناحی، ذبح نمی کند. وارد معاملات کثیف و تهوع آور نمی شود. 
نمایندگانِ چنین مجلسی فقط در حیطه ی وظایف نمایندگی گام بر می دارد و از دخالتهای نابجا و ییمورد در امورات دولت و غیر آن پرهیز می کند. رانتخواری نمی کند. در شب های استیضاح به یکباره و بنا بر دلایل نامعلوم! امضای خود را پس نمی گیرد. ثروت اندوزی نمی کند. به آینده ی کشور و مردم می اندیشد نه به آینده ی سیاسی و کاری خویش. از اَشرافیگری و مظاهر آن دوری می گزیند. ویلانشین نمی شود و با ماشین های آنچنانی نمی گردد. و قطعاً لباس های گران بر تن نمی کند مخصوصاً در این زمانه که مردم با انواع و اقسام مشکلات و معضلات دست و پنجه نرم می کنند.در یک کلام در منظر امامِ امت و نایب برحقش همه مسئولین منجمله نمایندگان مجلس باید از کاخ نشینی و‌ خوی کاخ نشینی برحذر باشند.
در روزهای اخیر تصویری از دکتر فرمند نماینده مردم میانه در شبکه های اجتماعی پخش شد در وضعیتی که بدون کت و پیراهن روی شلوار دیده می شود. همین قضیه محملی قرار گرفت بر تحلیل های نادرست و هجمه های سنگین که فرمند عصاره ی فضائل مردم نیست! 
وی دارای مدرک فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه نیویورک-آمریکا (NYU)، دکتری انرژی از همان دانشگاه و فوق دکترای (POST-DOC) مطالعات برنامه‌ریزی و سیاستگذاری علمی و تکنولوژی انیستیتو پلی‌تکنیک رنسیلر آمریکا (۱۹۹۲) بوده و نماینده اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی است. دکتر فرمند از بسیاری از منتقدین به لحاظ علمی در سطح بالاتری قرار دارد.

چرا رسانه ها به ساده زیستی نمایندگان حمله ور می شوند؟ آیا ساده پوشی در نظر این افراد ایراد دارد؟ اگر فرمند همانند بسیاری از مسئولین لباس های برند خارجی با قیمت های افسانه ای می پوشید از گزند رسانه ها مصون می بود؟ 
ساده زیستی و رعایت مظاهر آن برای یک مسئول و نماینده نوعی وظیفه به شمار می آید. لباس فرمند نه چرک داشت و نه چروک بود فقط پوشاکش مارک دار  و مشهور نبود. باید از ساده پوشی و ساده زیستی در مقابل خوی کاخ نشینی و تجمل گرایی تعریف و تمجید کنیم تا شاید به یک سنت حسنه در بین مسئولان تبدیل شود.

 

ساختمان ناقص!

 

چرا می خواستند یک ساختمان ناقص را افتتاح کنند؟!

بالاخره انتظارها برای افتتاح ساختمان دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی اهر به سر نیامد. قرار بود وزیر علوم روز دوشنبه هشتم مرداد شخصاً با حضور در اهر این پروژه ی دانشگاهی را افتتاح کند ولی یک روز قبل توسط یکی از مسئولین شهرستانی اعلام شد که این سفر به دلیل فشردگی سفر هیات دولت به استان لغو و مراسم افتتاح به روز دیگر موکول گردیده است.اما باور این خبر سخت بود. برای وزیر علوم چه کار و برنامه دیگری واجب تر از افتتاح یک مرکز آموزشی و بااهمیت می توانست وجود داشته باشد؟

 پیگیری رسانه ها نشان داد که علت عدم حضور وزیر در اهر، تکمیل نبودن این ساختمان و نواقص موجود بوده است. امری که زاهد محمودی فرماندار محترم در مصاحبه با « شیور ارسباران » صراحتاً به آن اشاره کرد. لغو شدن مراسم افتتاحِ یک ساختمانِ ناقص را باید به فال نیک گرفت چرا که تاکنون رسم بر این بوده است به طرح هایِ نیمه آماده روبان می بستند و سپس در آینده نیز بعد از  تکمیل شدن، مسئولین برای افتتاحش دوباره قیچی به دست می گردیدند! 

اما سئوال این است ساختمانی که محوطه سازی نشده و انشعاباتش نصب نگردیده است چگونه در برنامه ی افتتاح به دست وزیر قرار گرفته بود؟! و اینکه چرا در ابتدای امر، وزیر را متهم اصلی در عدم افتتاح معرفی نمودند؟ چرا صداقت را بعدها وارد کار می کنیم و حقیقت را بازگو می نماییم؟!

ظریف در گاندو

 

آیا در گاندو به ظریف اهانت شد؟!

ظاهراً دکتر ظریف به رهبر معظم انقلاب نامه نوشته و از اهانتی که سریال گاندو در حقش روا داشته گلایه کرده است. رهبر انقلاب نیز به طور کلی بیان فرموده اند که راضی نیستند به ایشان اهانت شود. 

امّا بحث بر سر این است که در سریال پر بیننده ی گاندو، ظریف هتک حرمت شده است؟! تلویزیون نگاه نکن ها! که دکتر ظریف هم شامل آنهاست به اتفاق بر این عقیده هستند که گاندو، تخیلی بوده و با هدف تخریب دولت روی آنتن رفته است!

و با دقت بالا فیلم‌ را تحلیلِ محتوایی و حتی فنی می کنند!!

کاراکتر وزیر امور خارجه فقط در یک سکانس آن هم در یک جلسه ی کوتاه به تصویر در آمده است که آن هم منفی نیست. ظریف در این قسمت از گاندو گرچه در اوایل به خواسته ی مذاکره کنندگان غربی مبنی بر آزادی جیسون اشاره می کند ولی در نهایت بر حفظ منافع ملی تاکید می ورزد. 

این روایتی که در گاندو ارائه شده است با واقعیت بیرونی منطبق می باشد چرا که دولت محترم پروژه ی جیسون رضائیان در ایران را ضد امنیتی نمی دانست!

پس گلایه ی دکتر ظریف مبنی بر اهانت به ایشان در این فیلم محلی از اِعراب ندارد. 

 

 

رسانه های غیر مجاز!

رسانه های غیرقانونی! 


برخی از مسئولین ارشد شهرستان اهر خواستار تعامل مدیران با رسانه های مجوزدار و جلوگیری از فعالیت رسانه های غیر مجاز شده اند. دلیل این امر را نیز  ممانعت از التهاب زایی در فضای جامعه و شهر عنوان فرموده اند. 
امروزه رسانه، یک تعریف عام و وسیعی دارد. گسترش روزافزون ‌و خارج از کنترل شبکه های اجتماعی و سهولت دسترسی آحاد جامعه به آن، این تعریف عمومی را به وجود آورده است به طوریکه به عدد افرادی که در فضای مجازی حضور وجود دارد فعال رسانه ای هم می تواند وجود داشته باشد. هر فرد می تواند با ایجاد کانال ها و گروه هایی در محیط مجازی، نظرات خود و دیگران را بازنشر نموده و طرز فکر و تلقی خویش را درباره جامعه ای که در آن زندگی می کند با قبول نمودن تبعات و مسئولیتش بیان نماید. این پدیده ی بسیار ساده و اجتماعی همان کار رسانه ای می باشد. با وجود احتمال فیک بودن برخی اکانت ها قانون هیچگاه جلوی چنین حضور و‌ فعالیتی را نگرفته است. 
حال اگر مسئولی این فضا را به قانونی و غیرقانونی تقسیم بندی نماید در واقع خیل عظیمی از مردم در فضای مجازی را نادیده گرفته و قائل به محدودیت آنها گشته است.
یکسان انگاری چنین فعالیتی با رسانه های مکتوب و خبرگزاری های حرفه ای و ثبت شده صحیح نیست و نمی توان به مردم در این زمینه فشار وارد آورد. اولا نظارت همگانی بر عملکرد مسئولان یکی از راهکارهای پیشرفت و مبارزه با فساد است که با وجود فضای مجازی این هدف به دلیل شفاف سازی به سادگی محقق می شود اگرچه این فضا قطعا با آسیب هایی نیز همراه هست. ثانیاً این درخواست با اهداف و شعارهای دولت در زمینه فضای مجازی مغایرت دارد. رئیس جمهور یکی از نقاط قوت دولت خود را بسط و ترویج شبکه های اجتماعی و آزادی های فردی در آن می داند. دکتر روحانی از « بستن دهان ها و شکستن قلم ها » به خداوند عظیم پناه برده اند. چگونه ممکن است در زمان چنین دولتی به فکر تحدید و تهدید حقوق اساسی ملت به بهانه های واهی افتاد؟