"جهان گرایان رو در روی ملی گرایان"
عبارت فوق یک فصل از کتاب " اَبَر طبقه " ( Superclass ) نوشته ی دیوید راتکاف، عضو شورای روابط خارجی ایالات متحده آمریکاست. راتکاف در این کتاب سعی نموده در مورد نخبگان قدرت جهانی و جهانی که می سازند با نگرش خویش بحث و تصویری کلی ارائه نماید. به اعتقاد او یک شبکه ی جهانی بر علیه جهانی سازی در کنار پروسه ی جهانی شدن فعال شده است که در کانون این شبکه، ملی گرایانِ سایر کشورها قرار گرفته اند. راتکاف مخالفان آمریکا و منتقدان جهانی شدن به رهبری غرب را، ملی گرا نامگذاری کرده و از ایران، روسیه، ونزوئلا و چند کشور دیگر اسم برده است.
این دیدگاه را یک آمریکایی بیان می کند. یک شهروند و مسئول در کشوری که خود را ناظم نظم نوین جهانی قلمداد و می خواهد بر طبق نظم دلخواه و مبتنی بر دیدگاه های خویش بر دنیا حکمرانی نماید. تقابلی که او از آن سخن به میان آورده است در جامعه غربی صدق نمی کند آنچه که آمریکا به دنبال گلوبالیزه کردن آن است در واقع ارزش های آمریکایی و غربی می باشد. طبیعی است جریان ملی گرایی در آمریکا به دنبال یکچنین جهانی کردن است و با آن تضادی احساس نمی کند.
ولی آنچه که قضیه را جالب و مهیّج می نماید تسرّی این نظریه به ایران و رو در رو دانستن ملی گرایان ایرانی با جهان گرایان ایرانی می باشد. در ابتدا این سئوال پیش می آید که آیا در ایران واقعا چنین جبهه بندی و رویارویی وجود دارد؟ بررسی تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که این دو جریان هیچگاه از همدیگر جدا نبوده اند. به عبارت بهتر می توان ادعا نمود که در ایران، ملی گرایان همان جهان گرایان هستند و بالعکس! آنهم با پایه های فکری مشابه و یکسان.
مدعیان و پایه گذاران ملی گرایی در ایران، تابع و وابسته به اندیشه های غربی بوده و هستند. آبشخورِ افکار و اندیشه های ناسیونالیست های وطنی همان مکاتبی است که پیروانشان در غرب می خواهند گلوبالیزاسیون( جهانی سازی ) را بر اساس همان نحله ها به انحاء و روش های مختلف حتی با موشک و گلوله، تئوریزه وعملیاتی نمایند و در این میان ملی گرای ایرانی سرباز و پادوی گلوبالیسم غربی می باشد.
می توان گفت که نظریه ی راتکاف در ایران صحیح به نظر نمی رسد و آن نیرویی که در ایران با جهانی سازی و در حقیقت غربی سازی در افتاده است از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نشات گرفته و ربطی به ناسیونالیسم ایرانی ندارد. می توان گفت ادامه همان خط در ایران با نوعی پارادوکس مواجه می شود. چگونه می توان در ایران بین ناسیونالیسم و اینترناسیونالیسم جمع بست؟ تبلیغ همزمان این دو مقوله توسط ملی گرایان ایرانی، آنها را با دشواری هایی مواجه نموده است کما اینکه در بسیاری از مقاطع و پیچ های تاریخی دچار تناقض های شدید و حل ناشدنی شده اند!
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.