رابطه جرم و سفارت!
مجرمین، سفیر می شوند!
عده ای در جمهوری اسلامی ایران، معنای سیاست ورزی را بد فهمیده اند. در این فهمِ آنها، هیچ رنگ و بویی از سیاست اسلامی و انقلابی مشاهده نمی شود. این سیاسیّونِ به ظاهر انقلابی، به بهانه حفظ آبروی نظام و مصلحت اندیشی، با متهمین سیاسی و اقتصادی، مدارا می کنند. صورت مساله را پاک نموده و در حقیقت بر خلاف اصول مسلّم انقلاب اسلامی، از متهمین و مفسدین حمایت و پشتیبانی می کنند.
به جرات می توان گفت که چنین شیوه و روش ناپسندی را مرحوم هاشمی رفسنجانی در عالَم انقلاب اسلامی باب نمود. نمونه های فراوانی وجود دارد که ایشان، به جای اقدام قانونی، شرعی و انقلابی، از متهمین حمایت نموده است. به عنوان مثال، درحالیکه سید هادی هاشمی ( داماد مرحوم منتظری ) و برادرشان سید مهدی هاشمی به علّت اتهام قتل و داشتن گروه مخفی و اسلحه و تندروی و اقدامات علیه امنیت ملی از سوی دستگاه قضایی و امنیتی کشور در حال تعقیب بود آقای هاشمی رفسنجانی برای آنها پیشنهاد سفارت داشت. نگاهی به خاطرات سال 1365 هاشمی رفسنجانی نشان از آن دارد که هنگام بالا گرفتن پرونده امنیتی سید مهدی هاشمی در این سال و دستور امام به برخورد قاطع با این باند، آقای هاشمی رفسنجانی به دنبال فرستادن سید مهدی هاشمی بهعنوان سفیر به خارج از کشور بوده است.
نکته قابل توجه دراین باره این است که هاشمی در پاورقی صفحه 85 کتاب خود آورده است که امام با نامه خود به آقای منتظری نوشته بودند که دست از حمایت از مهدی هاشمی بردارد چرا که رسیدگی به امر جنایت مورد اتهام، حتمی است. اما در همین صفحه و صفحه بعد کتاب هاشمی میخوانیم: "سید مهدی هاشمی آمد. از خودش دفاع کرد و داشتن گروه مخفی و اسلحه و تندروی و پخش اعلامیه علیه بعضی از مسئولان را تکذیب کرد. گفتم به خاطر حفظ اعتبار آیتالله منتظری باید جنبه اثباتی قضیه درست شود. من پیشنهاد کردهام که بهعنوان سفیر به خارج برود؛ او این را تبعید تلقی میکند". در اینجا دیده میشود که حفظ اعتبار یک شخص – ولو قائم مقام رهبری - برای آقای هاشمی از حفظ اعتبار نظام مهمتر است.
آیتالله ری شهری وزیر اطلاعات وقت، در کتاب سنجه انصاف ماجرای یکی از این پیشنهادها را اینگونه روایت میکند: " رؤسای سه قوه پس از بحث در اینباره به نظر واحدی نرسیدند. یک نظر این بود که به وی مأموریتی در خارج از کشور محول شود. یک نظر موافق تبعید بود. نظر دیگر این بود که اگر حضرت امام با رفتن وی به خارج از کشور موافق نباشند، تبعید صورت گیرد. پیشنهاد اول با من مطرح شد که با آن مخالفت کردم. زیرا اولاً آقای هادی هاشمی یک مجرم بود. چگونه میتوان به یک مجرم، شرافت نمایندگی و کارگزاری جمهوری اسلامی ایران را در خارج از کشور واگذار کرد"
مرحوم هاشمی به مقوله ارسال متهمین و مجرمین به خارج از کشور علاقه خاصی داشته اند طوری که در موضوع فرزندشان مهدی هاشمی نیز این روش را به بهانه سرکشی به دانشگاه های آزاد خارج از کشور عملیاتی نمودند!!
اکنون نیز بر اساس شنیده ها فرزندان معنوی آن مرحوم می خواهند یکی از متهمان اصلی آشفته بازار ارز و اقتصاد کشور در پیشگاه ملت را روانه یکی از سفارتخانه های خارج از کشور نمایند!!
شهید منتظر مرگ نمیماند، این اوست که مرگ را برمیگزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش میمیرد و لذت زیستن را نیز هم او مییابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمیگذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت میآویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.